تبلیغات
پس کوچه
 
درباره وبلاگ


وقتی نسیم خالی از عطر عبور توست
این کوچه های شهر چنین سوت و کور توست

احوال من همیشه زمستانی است، عزیز
زیـبایی بهــار فقط با حضـور توست

مدیر وبلاگ : مسعود شادمهر
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس کوچه
به پس کوچه خوش آمدی




من ندانم که چرا از دو سه تا چیز بدم می آید          

گاهی از طعم خیار و گاه گشنیز بدم می آید

 

خوش نیاید به مذاقم بخورم  بره و هفت رنگ پلو 

می خورم اشکنه از شیشلیک شاندیز بدم می آید

 

گاه گاهی به سفر می روم اطراف مشَـد، تا کابل    

من ز پاریس و خیابانِ  تهش لیز بدم می آید

 

راز دل با که توان گفت که او سنگ صبورت باشد 

از زن غرغرو با پاشنۀ نوک تیز بدم می آید

 

آن سرودی که بخوانند دمادم به صدا و سیما

"واشده مدرسه ها" اول پاییز بدم می آید

 

دوست دارم بروم خدمت سربازی، لیک

نیمه شب غرش  سرباز بپا خیز  بدم می آید

      

 رمضان ماه خدا گرچه عزیز است  ولی

این نکن، آن نخور و زین دو بپرهیز بدم می آید

 

دوست دارم که به لحن غم و اندوه بخواند مداح

از صدای خوشِ آواز دل انگیز بدم می آید

 

بس که دلواپس دلواپسیِ جمله رفیقانم من

از همین شعر طرب خیز خودم نیز بدم می آید     

    



نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، بدم می آید،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 مرداد 1393 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()

با کار و رنج  گنج میسر نمی شود

می شد به عهد سعدی و دیگرنمی شود

"ب، ز" کجا شود کسی با درس و مدرسه؟*

نه، با کتاب  و کاغذ و دفتر نمی شود

"ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش"

دیگر سیاه زاغ سیه تر نمی شود

"ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم"

عکس درون پیاله که همسر نمی شود

"یک دست جام باده و یک دست زلف یار"    

جز در بلاد ملحـدِ کافـَـر نمی شود

شاعر به فکر نان شبت باش، شعر طنز

تنبان برای فاطی و اصغر  نمی شود


توضیح: 1- "ب، ز" اشاره به نام مختلس مشهور ایرانی است، که چون حفظ آبروی برخی مؤمنین بر همه واجب است از افشای نام ایشان معذوریم

2-  از همکاری حافظ، مولوی و سعدی در سرودن این قطعه تشکر می کنیم





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 تیر 1393 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()
گیرم که سال نو شد و فصل بهار شد
یا دشت پر ز سبزه شد و لاله زار شد

گیرم که باز چلچله ها پر کشیده اند
یا پر شکوفه پیرهن شاخسار شد

گیرم که کوچ کرده از این شهر زمهریر
جاری ز کوه دشت بسی چشمه سار شد

گیرم که عندلیب غزل خوان و سرخوش است
آهو به رقص بر سرهر بیشه زار شد

وقتی نسیم خالی از عطر عبور توست
این کوچه های شهر چنین سوت و کور توست

احوال من همیشه زمستانی است، عزیز
زیـبایی بهــار فقط با حضـور توست





نوع مطلب :
برچسب ها : غزل، بهار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 خرداد 1393 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()

"برای من که دلم چون غروب پاییز است

صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است"

چه آتشـی به دلم زد نگاه معـصومت

از آن دو چشم قشنگت چه عشق لبریز است

هنوز اسـم تو و اشکِ جاری چشـمم

هنوز باغ لبانت ز خنده گلریز است؟

در آسمان دلـم عطر گیسـوانـت چـون

ترنم خوش باران به صبح جالیز است

تما م آنچه که دارم دلی است هدیه به تو

و شرمسار نگاهت که هدیه ناچیز است

بمان کنار من ای آفتاب امّـیـدم

غروبِ رفتن تو آسمان غم انگیـز است





نوع مطلب :
برچسب ها : غزل، غم انگیز،
لینک های مرتبط :


جمعه 12 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()

رنجورم و پژمرده و دلخسته  بگذار
هُرم تنت را حس کنم نیرو بگیرم

 

دردی است  در جان و دلم افتاده شاید

از جام لبهای تو من دارو بگیرم

 

طوفانی  است دریای  دل باید دوباره
در ساحل آرام تو پهلو بگیرم

 

صیادم و  در انتظار لحظه ای که
از جنگل چشمان تو آهو بگیرم

 

در باد با امواج گیسویت برقصم

داد دلم را از خم ابرو بگیرم

 

با من بمان خورشید جان افروز قلبم

نگذار با تنهایی خود خو بگیرم





نوع مطلب :
برچسب ها : غزل،
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آذر 1392 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()
با اجازۀ بابا طاهر

1
مو از گشت پلیس تشویش دیرم
ز کهریزک اوین اندیش دیرم

نه دزد و جانی یُم نه مردم آزار
فقط به پشت بومم دیش دیرم


2

نه ویلای شمال و کیش دیرم
نه یار و همدمی در پیش دیرم

نه می ترسم که عزرائیلم آیو
مو از خرج کفَـن اندیش دیرم






نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، دو بیتی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 تیر 1392 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5