تبلیغات
پس کوچه - اختلاس
 
درباره وبلاگ


وقتی نسیم خالی از عطر عبور توست
این کوچه های شهر چنین سوت و کور توست

احوال من همیشه زمستانی است، عزیز
زیـبایی بهــار فقط با حضـور توست

مدیر وبلاگ : مسعود شادمهر
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس کوچه
به پس کوچه خوش آمدی




دید شیخی را جوانی  آس و پاس

ریش توپ و وزن سنگین کلّه تاس

هرکجا می رفت حرمت داشتی

محترم بودی و گویا سرشناس

پیش او رفت آن جوانک عاقبت

گفت شیخا دارمت یک التماس

این همه مردم کنندت احترام

رمز و رازش را بگو با من، سپاس

گفت شهرت، احترام و شخصیت

هست در مال و منال و اسکناس

پول اگر داری شوی عالیجناب

ورنه هستی بی تمدن بی کلاس

گفت من بیکار و بی پولم، فلان

چاره مشکل مگر پیش شماس(ت)

گفت رو علمی بیاموز، ای پسر

گفت  عمری بوده ام من در کلاس

من تخصص های فنی دارم و

دکترا دارم ز یـو  اس، لاس وگاس

گفت جانا علم باطل خوانده ای

رو بخوان از نو تو فن اختلاس





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، اختلاس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:50 ق.ظ
These are genuinely fantastic ideas in regarding blogging.
You have touched some pleasant points here. Any way keep up wrinting.
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:51 ق.ظ
This post gives clear idea for the new users of blogging,
that actually how to do running a blog.
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:52 ب.ظ
This website certainly has all the information and facts I needed
about this subject and didn't know who to ask.
جمعه 2 تیر 1396 11:21 ب.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی
دلنشین اصل آیا واقعا کار خوب با من پس از برخی از
زمان. جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن
متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با فراز در منطق و شما
خواهد را سادگی به پر کسانی که شکاف.
در صورتی که شما که می توانید انجام من را مطمئنا
بود تحت تاثیر قرار داد.
سه شنبه 9 خرداد 1391 09:26 ب.ظ
سلام وسپاس
باغزلی جدید به روزم
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 06:06 ب.ظ
سلام باغزلی به مناسبت روز معلم بروزم
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 05:36 ب.ظ
سلام باغزلی به مناسبت روز معلم بروزم
چهارشنبه 10 اسفند 1390 12:09 ق.ظ
سلام بزرگوار وب جالب با اشعاری زیبا دارید خوشحال میشوم به کلبه احساس ما قدم بگذارید،و سرودها که نه دل نوشته های من را هم بخوانید
حقیقت را باید گفت واقعا لذت بردم
سه شنبه 2 اسفند 1390 12:57 ق.ظ
سلام
ای که از کوچه معشوقه ما می گذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش
چهارشنبه 5 بهمن 1390 08:51 ق.ظ
بازم سلام و
سپاس
شنبه 1 بهمن 1390 11:37 ق.ظ
سلام ودرود
با غزلی جدید بروزم
یکشنبه 4 دی 1390 11:03 ب.ظ
سلام ؛

1- شعر از سهراب سپهری است و اخلاقا حق مخدوش کردنش را نداشتم .

2- چرا کامنت خصوصی !!!

3- ممنون از توجهتون .


موفق باشید .

پنجشنبه 1 دی 1390 02:27 ق.ظ
سلام دوست نازنین
بروزم ومشتاق دیدار
جمعه 11 آذر 1390 10:12 ب.ظ
سلام
کوتاه تاثیر گذار وروان بود
درود بر مسعودشاد مهر
شما همین جوری باحال هستی نیاز نیست مثل من باحال بشوی!
شاد باشی
شنبه 5 آذر 1390 07:57 ب.ظ
سلام
با این حساب بعضی از علم ها بهتر است از ثروت!
شنبه 5 آذر 1390 02:13 ب.ظ
باور نمی‌کند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را باور نمی‌کنم
تا همدم من است نفس‌های زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی‌کنم
آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟


آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می‌شود ؟


در من چه وعده‌هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دست‌ها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می‌شود ؟


آخر چگونه این همه عشاق بی‌شمار
آواره از دیار
یک روز بی‌صدا
در کوره راه‌ها همه خاموش می‌شوند ؟


باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریچه ها
چشم انتظار یار سیه پوش می‌شوند ؟


باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی‌اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی‌تپد
نفرین بر این دروغ دروغ هراسناک


پل می‌کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کننند


در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می‌شود


این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می‌شود


تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی جان دوستدار
کی مرگ می‌تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟


بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی‌کنم


می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من در هوا پر است

شنبه 5 آذر 1390 08:06 ق.ظ
حسن باران این است که زمینی ست ولی

آسمانی شده است و به امداد زمین میاید

حسن باران این است

که تبسم دارد

گرد غبار از همه چیز از همه جا میگیرد

حسن باران این است

که مرا میبرد از خویش به عشق

و مرا برمیگرداند از عشق به خویش

همه جا بر همه کس میبارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق.


مجتبی كاشانی



جمعه 4 آذر 1390 08:09 ق.ظ
من مثل نامه های خودم بی نشانی ام

دیگر چرا به سمت خودت میكشانی ام؟

با فصل های ممتد پاییز میرهم

تقویم هم ورق زد اگر تو بخوانی ام

یك شب ستاره میشوم و زیر پلك ماه

بیرون بیا به دیدن خانه تكانی ام

من در سكوت شعر خودم حرف میزنم

نفرین هرچه آینه، بر بیزبانی ام

هر جمعه شب برای غزل خواندنم بیا

در هر ردیف و قافیه از تو جدا نی ام


محمد واعظی


چهارشنبه 2 آذر 1390 11:18 ب.ظ
سلام
با دو غزل جدید بروزم
شنبه 21 آبان 1390 07:37 ق.ظ
سلام
ممنون از بیت الحاقی ارسالی
ظاهرا شما هم که انگشت در اختلاس کرده اید!
شاد باشید
جمعه 20 آبان 1390 10:12 ب.ظ
باسپاس ودرود زیبا بود
لذت بردم .آفرین

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر