تبلیغات
پس کوچه - دو سه گانی:
 
درباره وبلاگ


وقتی نسیم خالی از عطر عبور توست
این کوچه های شهر چنین سوت و کور توست

احوال من همیشه زمستانی است، عزیز
زیـبایی بهــار فقط با حضـور توست

مدیر وبلاگ : مسعود شادمهر
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس کوچه
به پس کوچه خوش آمدی




1-

این برف چه زیباست

یادت نرود اما

آن دختر کبریت فروشِ شهر تنهاست

 

2-
در کنار پنجره با استکانی چای داغ

برف زیبا را تماشا می کنی

این سرانگشتان من بد یخ زده، ها می کنی؟

 

پی نوشت: این اولین کار من در این قالب است و بدون تردید دارای اشکال، منتظر نقد دوستان هستم.




نوع مطلب :
برچسب ها : سه گانی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : مسعود شادمهر
نظرات ()
یکشنبه 1 بهمن 1391 01:51 ب.ظ
سلام دوست عزیزم
هردو شعر رو خوندم
در هر دو کار یک مشکل مشترک به چشم میخوره و اون استفاده ی اضافی و بی جا از ضمایر اشاره ست
مثلا وجود ( آن )در دختر کبریت فروش ضرورتی ندارد( آن)رو حذف کنید شعر ایجاز و زیبایی بیشتری خواهد داشت در کار دوم هم همینطور ( این ) سرانگشتان من ... وجود این ضرورتی نداره و از زیبای شعر کم کرده
موفق باشید
مسعود شادمهر:
از ابراز نظرتان سپاس. استفاده از هردو ضمیر برای وزن شعر لازم به نظر می رسد.
یکشنبه 1 بهمن 1391 12:52 ب.ظ
سلام وسپاس سوده های دل نشینی است
با غزلی جدید بروزم
جمعه 29 دی 1391 10:27 ب.ظ
سلام. ممنونم که به من سر زدی.بهتره توی این قالب کار نکنی چون بی ارزشه
مسعود شادمهر:
امیرحسین عزیز، هر قالبی زیبایی خودش رو داره.
پنجشنبه 28 دی 1391 06:04 ب.ظ
درود زیبا بود
میهمان شیخ مایید !
به صرف غزلواره ای طنز !
شاد باشی
پنجشنبه 28 دی 1391 03:11 ب.ظ
سلام دوست عزیز سه گانی زیبایی است ولی حالا کبریت تو جیب پسرای شهر من است و دردست دخترای شهر من چیز دیگری است.موفق باشید
مسعود شادمهر:
اشاره ای است به داستان دختر کبریت فروش. (تلمیح)
پنجشنبه 28 دی 1391 12:40 ب.ظ
سلام
اتفاقا من هم چند وقت پیش یک جایی(!) با این اشعار سه گانی آشنا شدم. تا جایی که من فهمیدم فک کنم زادگاهش هم مشهده!
اما نمی دونم چرا اونقدر که باید از این سبک خوشم نیومد!
ولی کاراتون در نوع خودشون عالی بودن
پنجشنبه 28 دی 1391 09:16 ق.ظ
سلام مصعود عزیز
عالی ست به عنوان كار های اول
دومی را زیباتر دیدم
ضمن اینكه مصرع دومی سه گانی اول یك هجای كوتاه كم دارد و وزن را شكسته می بینم
دومی هم زیباتر بود و هم تصاویر زیبا و زبانی رسایی داشت
شاد باشی عزیزم
راحت حرف میزنم
نرنجی امیدوارم
مسعود شادمهر: سپاسگزارم
سه شنبه 26 دی 1391 11:01 ب.ظ
سلام دوست عزیز
شنبه 23 دی 1391 05:29 ب.ظ
با همه بوده است ولی با ما بیشتر عجب هرزه ایست تنهایی.besiyar ziba bod
پنجشنبه 21 دی 1391 11:15 ق.ظ
سلام
داستانش طولانیه که چرا دندانپزشک شدم.تو کتاب خاطراتم نوشتم.
چهارشنبه 20 دی 1391 09:14 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.